خلاصه ما سه نفر شب رفتیم بیرون از اردوگاه کنار عراقی ها خوابیدیم آن شب برای ما خیلی سخت گذشت صبح شد و یک خودروی ایفا آمد مارا سوار کرد به طرف مرز خسروی برد وقتی به مرز رسیدیم صلیب سرخ به لیست نگاه کردند روی اسم من خط قرمز کشیده شده بود یعنی بنده علی گنجی مبادله شده ام من گفتم علی گنجی منم من هنوز مبادله نشده ام .

عراقی هاگفتند نه توباید دوباره برگردی بغداد در همین حین رئیس حلال احمر ایران که برای سرکشی به منطقه آمده بود بنده را دید گفت شما چرا نمی خواهی به ایران بیایی گفتم من می خواهم بیایم اینها می گویند اسم تو درلست مبادله شده هااست رئیس هلال احمر باچند نفر از پاسدارن دور من را گرفتند و در آن شلوغی جوری من را به انطرف بردن که عراقی ها نفهمیدن چی شد .ساک و وسایلم همه جاماندو بنده هم از یک مشکل بزرگ به خواست خدا رهایی پیدا کردم .

ساجد