مقدار جیره ی  میوه   برای  اسرا  خیلی کم بود . کیفیت نوع میوه ها  هم خیلی پایین بود . گهگاهی  سیب  یا  پرتقال  بود.  به هر  چند  نفر  یک عدد  می رسید .اگر  خرما بود  نیز  به  عده ای  یک عدد   خرما و  به تعدادی  دو عدد  میرسید .بعضی مواقع هندوانه می اوردند .

یک از دوستانم صدایم زد گفت:محمد فکر کنم برایمان میوه اورده اند چون یک وانت وارد اردوگاه شد.کمی جستجو و تحقیق کردیم.بله وانت رویت شد .روی ان مقداری هندوانه بود.چقدر شرمنده مان کرده بودند.میوه برایمان هندوانه اورده بودند.

چه شانتاژی به راه انداختند که می خواهند به هر15 نفریک هندوانه بدهند.عیسی نگهبان عراقی یک بادی به غبغب انداخته بودکه که انگارمیوه هندوانه را او هم کیشانش برای اولین بار به عرصه حضور رسانده اند.چند نفر را صدا زدند که میوه ها را تخلیه کنند.نگهبان عراقی می گفت این هندوانه عراقی است و با یک حالت عجیبی در وصفش صحبت می کرد که انگار ما هندوانه ندیده ایم.توی دلم می خندیدم،تجسم کنید به 15الی 20 نفر یک هندوانه کوچک بدهند به هر نفر چقدر می رسد.