همایش ملی آزادگان ایران


شروع ماه محرم آغاز فصل تجدید پیمان و تازه نمودن عهد با انسانی است که از همه امکانات و تواناییهای موجود یاری گرفت، تا اسلام اصیل را احیا کند و از بروز شکاف در کاملترین دین الهی ممانعت به عمل آورد.
رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمودند:
ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المؤ منین لاتبرد ابدا ؛برای کشته شدن حسین(ع) در دل هاى مؤ منان حرارتی است که هرگز به سردى نگراید. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۵۵۶
مسئله عاشورا و محرم در اسارت از جمله موضوعاتی بود که عراقی ها از آن خیلی وحشت داشتند. چون محرم برای عراقی ها اغاز سال جدیدشان بود و همزمان جشن هایشان شروع می شد . در حالی که عراقی ها شیعه هم داشتند! اما عزاداری کردن در محرم برای ما جرم محسوب می شد وعزاداری برای امام حسین(ع) ممنوع بود، ولی با همه این سختگیریها سعی ما این بود که با پایداری واستقامت فرایض دینی خود را به جا آوریم . از شکنجه و آزار نگهبان ها هم هراسی نداشتیم هر چند گاهی اوقات انها با کابل به ما حمله ور می شدند و بیرحمانه مورد ضرب وشتم قرار می گیرفتیم به طوری که آ ثار کبودی آن روزها هنوز بر پشت بعضی از ما ازادگان به یا دگار مانده است .
مجالس عزاداری قبل از اسارت را مرور می کردیم. این در حالی بود که باید در سلول های بعثیان این مراسم در سکوت خفقان آور به آرامی برگزار میشد.
به یاد دارم که درادوگاه 16تكريت ماه محرم بود روزهاي تاسوعا وعاشورا آب اردوگاه به مدت دوروز قطع شد روز دوم وقتي افسر عراقي براي آمار گيري آمد بچه ها به اوماجرا را گفتند. افسر عراقي به مسئول آسايشگاه قول داد که وقتي آمار تمام شد برايتان آب مي فرستم .پس از رفتن افسر عراقی حدود يك ساعت بعد يك تانكر آب فرستاده شد. بچه ها ظرفها را پر از آب كردند ولي همين كه تانكر آب رفت سربازهاي عراقي كه نگهبان بودند تمام آبها را زير پاي بچه ها روي زمين ريختند وگفتند هيچ كس حق استفاده از آب را ندارد آن دو روز محرم بچه ها آبي براي خوردن به دست نياورند تا اينكه روز عاشورا تمام شد وآب اردوگاه را وصل كردند.
سایت جامع آزادگان: یک شب با نصب یک نورافکن و تعویض پتوها و ملحفه ی تخت ها، ظاهر آسایشگاه را حسابی تمیز کردند. پرسیدیم: "چه خبراست؟"
گفتند:"صدام می خواهد بیاید بازدید."
با زدن عکس صدام و آوردن دوربین فیلمبرداری فهمیدیم قضیه از چه قرار است. دوربین کارش را شروع کرد. وقتی به من و عباس که از همه کم سن و سال تر بودیم، رسید ـ در حالی که خوابیده بودیم روی زمین ـ به دوربین پشت کردیم که شروع کردند به فحاشی و داد و بیداد. دوباره دست به کارشدند و من دوباره صورتم را برگرداندم. بعد در حالی که سرم را با کلت نشانه گرفته بودند، صورتم را مقابل دوربین نگه داشتند و من به محض اینکه دوربین به طرفم آمد، با فریادی بلند تکبیر گفتم و کتک مفصّلی نوش جان کردم.
شانس آوردم علی آنجا نبود و گرنه زنده ماندنم محال بود.
بعد از پایان فیلمبرداری، سربازان عراقی بلافاصله ملحفه ها و پتوهای تمیز را بردند. با دو نفر از نگهبان های آنجا آشنا شده بودم. گاهی شب ها به من سر می زدند و خیلی کمکم می کردند.
ساعت۲ بعدازظهر هشتمین روز اقامت در این محل، به وسیله برانکارد به طرف اتوبوسی که از قبل آماده شده بود، برده شدیم. زن و مرد زیادی در اطراف اتوبوس جمع شده بودند. از میان مردم یک پیرزن عراقی خودش را بیرون کشید و به طرف یکی از بچّه ها رفت. همچون مادری که بعد از سالها دوری فرزندش را دیده باشد، او را درآغوش کشید و غرق بوسه اش کرد. لحظه ای نگذشت که پیرزن زیر ضربات مشت و لگد بعثی ها از هوش رفت و به کناری پرت شد.
اتوبوس راه افتاد و نیمه های شب، حدود ساعت ۲ بامداد، از حرکت ایستاد و ما در بسترکوچه ای بن بست مأوا گرفتیم.
شبی سخت و بی رحم بود. در اوج غریبی و تنهایی، هیچ پناهگاهی برای پیکرهای مجروح و نیمه جان بچّه ها یافت نمی شد. در آن باران سیل آسا حتّی دریغ از یک پتو. چندین نفر از برادرها که جراحت شدیدتری داشتند، همان جا به شهادت رسیدند. بعد همه بازدید بدنی شدند و هرکس هرچه داشت، به غارت رفت.
کفش هایم را به زور درآوردند و حتّی از مهرنمازم نیز نگذشتند. به مقر نیروهای هوایی منتقل شدیم و تحت درمان قرار گرفتیم. دکترها میله هایی را که قبلاً در پایم گذاشته بودند، بدون اینکه بی هوشم کنند، درآوردند؛ در حالی که به شدّت درد می کشیدم. شکنجه وار درمان می شدیم؛ ولی بهتر از بی درمانی بود.
اینجا نسبت به عماره خیلی بهتر بود. در عماره، بچّه ها را شکنجه می کردند، می کشتند و در وحشیگری و جنایت، چیزی کم نمی گذاشتند.
یک شب، یکی از پرستاران در حالی که خیلی نگران و برآشفته بود، آمد و گفت:"برادرم در ایران اسیرشده." خیلی ترسیده بود؛ امّا بعد از صحبت های ما در مورد برخورد ایرانی ها با اسرا، آرامش پیدا کرد.
هشتمین روز هم در بیمارستان نیروی هوایی سپری شد؛ درحالی که وضعیت غذایی و درمانی خوبی داشتیم و کمتر اذیت مان می کردند.
راوی: آزاده مرتضی امیران
دوران تکامل اسارت درتمامی اردوگاهها درکل شبیه هم هستند. "ابزارآموزشی" قلم نی :چوب،دسته ی مسواک پصفحات دفتر:خاک نرم،فیلمهای رادیو لوژی _باپاشیدن نمک وشکرکوبیده بر روی آن.
های موجود دراردوگاه . توسط: دوست ازاده طاها | |||||
بعد از انتقال به قسمت ملحق اردوگاه 16 تکریت قرار شد اقا مرتضی واحد پور به من زبان انگلیسی اموزش دهد.گوشه ای از اردوگاه می نشستیم روی زمین خاکی با یک تکه چوب اموزش را شروع میکرد.صاف کردن زمین خاکی و تکه ای چوب روی ان نوشتن از اولین کلاس های درس ما بود.به مرور با تهیه کاغذ و مداد کلاس ها منظم تر و علمی تر شد. ناگفته نماند که داشتن کاغذ و مداد در اردوگاه ما یکی از بزرگترین جرم ها محسوب می شد ولی با این وجود دوست داشتم دفترچه ای داشته باشم که بتوانم مطالبم را روی ان بنویسم .البته به این خواسته ام رسیدم"خواستن توانستن است"نوشته هایم شامل همه چیز می شد.در دنیای بسته زندان های اسارت دور از چشم عراقی ها و مخفیانه نوشتن و مخفی کردن قلم و کاغذ لذتی خاص داشت.کلا مقداری هم از ماجراجویی خوشم می امد.هرچند بعضی مواقع در بازدیدهای ناگهانی و تفتیش وسایل این دست نوشته ها لو می رفت و مصادره میشد و بعد هم تنبیه و شکنجه.فقط تکه کوچک مدادم از این هجوم ها در امان بود. به علت کوچکی در گوشه پتویم جاسازی می کردم.
375 میلیارد تومان سهام ارزشمند و سوده ده در قالب سهم به بازنشستگان ،مستمری بگیران و وظیفه بگیران تحت پوشش سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح واگذار می شود.
مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح در نشست مطبوعاتی با اصحاب رسانه كه به مناسبت یازدهمین سالگرد تاسیس سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح در تاریخ 14/8/92 برگزار شد، ضمن بیان مطلب فوق تصریح کرد:75 میلیارد تومان سهام ارزشمند بابت مطالبات ناشی از قانون مدیریت خدمات کشوری و پاداش خدمت بازنشستگان قبل از سال 79 200 میلیارد تومان به اعضای صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح به ازای مبلغ اندوخته آنان و 100 میلیارد تومان در راستای توانمندسازی پیشکسوتان وخانواده های آنان با اقساط 10 ماهه به آنان واگذار می شود.
سردار سرتیپ پاسدار حسین دقیقی بابیان اینکه پیشکسوتان با مراجعه به سایت سازمان تأمین اجتماعی نیورهای مسلح (WWW.esata.ir) و دفاتر خدمات الکترونیک در سراسر کشور می توانند ثبت نام کنند و اوراق سهام خود را دریافت کنند، خاطر نشان کرد: ارزش نسبتی هر سهم واگذار شده به بازنشستگان 1000 ریال است.