به نقل از همرزمان آن شهيد بزرگوار روزي يكي از بعثي ها قصد اذيت و آزار يك نوجوان بسيجي را داشت. حسين با شجاعت و ايثار تمام او را از چنگال آنها نجات داد و به همين علت به شدت شكنجه شد. در حين شكنجه بعثي ها او را وادار به اهانت عليه امام خميني(ره) کردند اما او عليرغم شكنجه فراوان امتناع کرد. در اين هنگام افسر بعثي به شكل زننده اي شروع به فحاشي کرد.حسين که طاقت این وضع را نداشت، خود را از چنگ بعثي ها رها ساخته و به او رساند و با ضربه مشتي باعث شكستن فك و در نهايت بيهوشي افسر بعثي شد.

پس از اين اقدام شهيد بزرگوار را به اردوگاه 18 یعقوبه كه مخصوص فعاليان سياسي بود منتقل کردند. اردوگاهي كه آزاده "نستوه"، مرحوم حجت الاسلام والمسلمين ابوترابي نيز در آن جا حضور داشت. شرايط در اين اردوگاه بسيار سخت بود. فضا براي هر اسير تنها به اندازه 4 موزائيك بود و شهيد پيراينده در آنجا دو سال تمام نشسته خوابيد. اين شرايط در نهايت منجر به از كار افتادن كليه هاي شهيد پيراينده شد. افسر عراقي كه توسط حسين مجروح شده بود به علت كينه اي كه از حسين داشت پس از بهبودي با تلاش و رايزني با استخبارات خود را به اردوگاه 18 یعقوبه رسانده و در آنجا دو سال تمام حسين را به شدت شكنجه كرد.

آرزوي شهيد پيراينده

به نقل از يكي از دوستانش، آزاده سرافراز نعمت الله دهقانيان، حسين در روزهاي آخر جمله اي به اين مضمون به او مي گويد: من طعم شيرين جهاد در راه خدا را چشيده ام، جانبازي حضرت ابوالفضل(ع) را تجربه كرده و اسارت حضرت زينب(س) را لمس كرده ام و از طرفي مفقود هم بوده ام. تنها چيزي را كه از خدا مي خواهم تجربه كنم، شهادت است كه اميدوارم اين آخري را هم قسمت من بگرداند.

نحوه شهادت

در تاريخ 26 مرداد ماه 1369 مصادف با اولين روز تبادل اسرا، عزيزان در بند تصميم گرفتند منافقين كوردلي را كه تا كنون با نيروهاي بعثي همكاري داشته و اسرار را شكنجه مي کردند تنبيه نمايند. در حين درگيري، افسر عراقي كه كينه زيادی از حسين در دل داشت از موقعيت استفاده نموده و او را به ضرب گلوله از ناحيه پهلو هدف قرار داد و آزاده شهيد حسين پيراينده با ذكر يا حسين به ديدار معبود شتافت.

آزادگان به محض بازگشت...

3000 آزاده در هنگام بازگشت به وطن راضي نشدند كه به شهرهاي خود بروند و ابتدا جهت عرض تهنيت و تسليت به ديدار خانواده شهيد پيراينده رفتند. صحنه ديدار اين عزیزان از خانواده شهيد پيراينده كه با گلباران خانه شهيد همراه شد، بسيار پر شور و وصف ناپذير بود.

بازگشت پيكر سالم شهيد

پس از 12 سال از طريق بنياد شهيد اطلاع داده شد كه دولت عراق قصد دارد پيكر شهدا و اسراي ايراني را تحويل دهد و پيكر حسين نيز به ايران بازگردانده خواهد شد. اين خبر با مخالفت خانواده حسين مواجه شد؛ زيرا آنها به هيچ قيمتي حاضر به نبش قبر نبودند. اما بنابر مشيت الهي پيش از اين موضوع توسط عراقي ها نبش قبر انجام شده بود و پس از چندين ماه پيكر به وطن بازگردانده شد.

سردار باقر زاده مي گويد: هنگام تحويل گرفتن شهدا به پيكرهاي 35 تن از شهدا حساس شدم چرا كه بدن هاي آنها به شكل خاصي بود. يكي از افسران عراقي در اين مورد به ما گفت: اين بدن ها پس از نبش قبر سالم بودند. با ديدن اين موضوع به چند تن از پزشكان اطلاع داديم اما آنها اعلام كردند كه چنين چيزي با علم پزشكي مطابقت ندارد. به چند تن از علما اطلاع داديم، آنها با ديدن اجساد گفتند كه اين ها از صلحا هستند، پيكرهايشان را نگه نداريد و به وطنشان بازگردانيد.

وی ادامه می دهد: افسران عراقي موضوع را به استخبارات اطلاع دادند. پيكر شهید توسط استخبارات تحويل گرفته شده و به توصيه چند تن از پزشكان اسرائيلي، سر آنها را برش داده و مغز آنها را خارج کردند. به گفته افسر عراقي، اين كار به دو دليل انجام شد. اول تحقيقات روي مغز آنها براي پي بردن به علت ماندن اجساد و دوم اينكه با خارج كردن مغز، آب بدن كشيده شده و بدن خود به خود از بين مي رود. مبادله پيكرها ميان ايران و عراق 4 ماه به تاخير افتاد. در خالال اين 4 ماه بعثي ها روي بدن هاي سالم شهدا اسيد و آهك پاشيده و آنها را زير آفتاب نگه داشتند تا شايد بدن ها از بين رود، اما با اين وجود بدن شهيد پيراينده بعد از 12 سال سالم به ميهن بازگشت.

سرار باقر زاده در پایان می افزاید:
سالم ماندن بدن بعد از 12 سال با تمام تلاش شيطاني بعثي ها در پوشاندن حقيقت از طريق برش دادن مغز و خارج كردن كامل مغز نگه داشتن پيكرها در زير آفتاب به مدت 4 ماه و پاشيدن اسيد و آهك بر روي آنها، گواهي خاص از طرف خدا براي مردم و اثبات حقانيت اين شهداي بلند مرتبه است. سرانجام پيكر اين شهيد توسط مردم ايثارگر و قدرشناس خزانه بخارايي تشييع شد و در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) قطعه 50 به خاك سپرده شد.

منبع:سایت موسهه پیام آزادگان

هشدار:بعضی اطلاعات داده شده نیاز به ویرایش دارد مثلا اینکه گفته شده شهید دو سال بحال نشسته خوابیده قطعا صحیح نیست احتمال دارد منظورش دو ماه بوده آن هم در زندان الرشید بغداد بوده نه اردوگاه یازده یا هیجده البته این اشتباهات بجهت عدم تسلط نویسنده با فضای اسارت طبیعی است.