در بغداد شبی به این فکر فرو رفتم که همه کتابهای  درسی دروغ است ! در کتابها نوشته شده است بشر می تواند  جز برای ساعت محدودی  بی خواب بماند  ولی این کاملا غیر قابل قبول است. چون  من این تجربه را حس کردم؛نخستین شبی که وارد اتاقهای اردوگاه بغداد شدیم ،بر بستری خوابیدیم که در سه ردیف 8 الی 9 نفری  در داخل  اتاقی حدودا  3در 4 متر بود که سهمیه آن اتاق 35 نفر  بود . در هر  ردیف  9 نفر  کتابی  بر کف زمین  می خوابیدیم (به پهلو )؛پاهای طرف  مقابل در جلو سینه ام قرار  می گرفت  و پاهای  من هم همینطور . به جرآت می توانم بگویم که هیچکس تا صبح نخوابید تا زمانیکه پوتین هایمان را نگرفته بودند زیر سری داشتیم  ولی بعد از دست هایمان  برای زیر سری  استفاده  می کردیم . با همه این شرایط  به مرور عادت کردیم و شب ها خوابمان می برد  و برای  چند ساعتی  به عالم فراموشی می رفتیم واز درد ورنج  رها می شدیم .