سکوت اردوگاه با فریاد های نگهبان اردوگاه در هم شکست. آن روز در قسمت چهار دیواری  « اردوگاه 16 » غوغایی شد. سعید دلاور مردی از خطه لرستان بود و آن روز به بهانه  اینکه چرا از جلو اتاق نگهبانهای عراقی گذشته است مورد آزار وشکنجه قرار گرفت. ابتدا دمپایی در دهان اورا دور محوطه اردوگاه چرخاندند سپس او را لخت زیر آفتاب در حالی که باید به خورشید نگاه می کرد نگه داشتند . همه بچه ها نظاره گر بودند وکاری از کسی ساخته نبود . پس از مدتی یکی از ریش سفیدان اردوگاه پا در میانی کرد نتیجه ای نداد . سکوت همه جا را در بر گرفته بود . نگهبان عراقی از سعید خواست که به  رهبرمان تو هین کند سعید قبول نکرد. چند ضربه کابل به او نواختند. سعید سرو صدا کرد و مترجم خواست. مترجم گفته های سعید رابه نگهبان انتقال داد « آ یا شما به رهبرتان توهین می کنید » نگهبان تا این را شنید با کابل به جان سعید افتاد و به بدن و سر  و صورت سعید  ضربه    می زد.

سعید به میان بچه ها آمد . چند نفر از بچه ها دورش را گرفتند . نگهبان ها همه به جان بچه ها  افتادند. آقای بهشتی پور که از اسرای محبوب بچه ها بود و در اردوگاه کارهای مثبت زیادی  انجام  داده  بود و نگهبانها هم  او  را  می شناختند آمد جلو  و  ا ز نگهبانها خواست که بچه ها را کتک نزنند. یکی از نگهبانهاکابل را بلند کرد و به سر آقای بهشتی زد . بچه ها همه نگهبانها  را دوره کردند ، اردوگاه  منتظر اتفاق تازه ای بود نگهبانها آقای بهشتی را بردند و سوت داخل (آمار ) آسایشگاه را زدند . هیچکس داخل اتاقها نرفت. همه داخل محوطه نشستند. سوت آمار پشت  سر هم زده می شد . نگهبانها با  سر و صدا از بچه ها خواستند که داخل اتاقها بروند کسی گوش نداد ، یکی از بچه ها بلند شدو گفت تا افسر اردوگاه نیاید ما داخل اتاق نمی رویم.

زمانی کوتاه  طی شد و با تماس تلفنی نگهبانها ، افسر اردوگاه آمد . افسر اردوگاه شروع به صحبت کرد و بچه ها را دعوت به آرا مش کرد و از بچه ها خوا ست که تک تک خواسته ها یشان را بگویند .، خواسته اکثرا ، آزادی آقای بهشتی بود . افسر قبول کرد و از بچه ها خواست که دا خل  اتاقها بروند .

روز بعدآقای بهشتی را آوردند آثار شکنجه دربدنش هویدا بود .ولی همه خوشحال بودند چون پیروزی بزرگ بدست آورده بودیم وعراقیها تسلیم شده بودندوازآن روز به بعد بچه ها را کمتر اذیت می کر دند .

----------------------------

سعید قیطاسوند دلاوری از خطه دورود لرستان بود.