پدرِ خاك بود وقتي كه دشمن گمان مي‌كرد با اسير كردنش او را به خاك مذلت نشانده است و چون «بوتراب»، شير خدا بود در قفس‌هاي آهنيني كه دشمنِ ناتوان براي روح بزرگش ساخته بود. بسيار زودتر از آن چه كه دشمن گمان مي‌كرد روح و جان، از قفس اسارت آزاد كرد؛ آن زمان كه با كلام خدايي‌اش، سختي را با دستان پر مهر و محبتش نرم می‌كرد. آن چنان كه چون دارويي شفابخش او را مي‌گرداندند در اردوگاه‌ها، تا نادانسته درد اسارت اسرا را شفا بخشند و دريچه‌ي نگاه آنان را از اردوگاه‌هاي تنگ اسارت باز كنند به دنيايي از صلابت و اميد و استواري. نگاهش، كلامش، نيتش و همه‌ي وجودش التيام بود بر زخم‌هاي كهنه‌ي شيرمرداني كه آمده بودند تا با نیرویی پايان ناپذير، كار صدام و صداميان را در جبهه‌هاي نبرد يكسره كنند و اما ناگهان، سراپا مملو از خشمي مقدس به دست سفلگان روزگار، پشت ديوارهاي بلند و سلول‌هاي‌ تاريك صدام گرفتار آمده بودند.

 

«ابوترابي» سايه‌اي بود از «بوتراب» و علي‌وار آمده بود براي اثبات تمدني ولايي كه سرآغازش رسول رحمت بود و سرانجامش به روحِ الهي مردي ختم می‌شد كه جز خدا نمي‌ديد.

«ابوترابي» مرد خدا بود و انديشه‌ي الهي‌اش معاني تازه‌اي بخشيد به واژه‌های قاموس جنگ،‌ دفاع، ‌اسارت، مقاومت، آزادگي و ...

او که آمدنش مژده بود برای کسی که دوستش داشت؛ همیشه... و فراموشش نکرد. آن زمان که قامت او را وقتی که می‌رفت به کوه‌های الله‌اکبر در چارچوب نگاهش قاب می‌گرفت. فراموشش نکرد تا آمد. خوشا به حالت ای مرد! که همیشه به راه جهاد و شهادت می‌رفتی.*

يادش گرامي باد.

* اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با مرحوم ابوترابی پس از آزادی از اسارت

****

12 خرداد يادآور جدايي دردناك سيدعلي‌اكبر ابوترابي است از مردمي كه دوست‌شان داشت. او و پدر ارجمندش در راهی که آنان را قدم به قدم به امام غریبان نزدیک می‌کرد، بی‌صبرانه بال گشودند نا آستان قدسی‌اش.

اكنون كه آن مرغ سبكبال، 13 سال است كه تن از قالب خاك تهي كرده و به سوي معبود شتافته و پس از سال‌ها زحمت بي‌وقفه به آرامش ابدي دست يافته، ياران با وفايش در ستاد آزادگان به ياد مقاومت‌هاي او گرد هم مي‌آيند:

زمان: 8 خرداد 1392

مكان: تالار انديشه‌ي حوزه‌ي هنري

ساعت: 5 بعداز ظهر

«ابوترابي» سايه‌اي بود از «بوتراب» و علي‌وار آمده بود براي اثبات تمدني ولايي كه سرآغازش رسول رحمت بود و سرانجامش به روحِ الهي مردي ختم می‌شد كه جز خدا نمي‌ديد.

«ابوترابي» مرد خدا بود و انديشه‌ي الهي‌اش معاني تازه‌اي بخشيد به واژه‌های قاموس جنگ،‌ دفاع، ‌اسارت، مقاومت، آزادگي و ...

او که آمدنش مژده بود برای کسی که دوستش داشت؛ همیشه... و فراموشش نکرد. آن زمان که قامت او را وقتی که می‌رفت به کوه‌های الله‌اکبر در چارچوب نگاهش قاب می‌گرفت. فراموشش نکرد تا آمد. خوشا به حالت ای مرد! که همیشه به راه جهاد و شهادت می‌رفتی.*

يادش گرامي باد.

* اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با مرحوم ابوترابی پس از آزادی از اسارت

****

12 خرداد يادآور جدايي دردناك سيدعلي‌اكبر ابوترابي است از مردمي كه دوست‌شان داشت. او و پدر ارجمندش در راهی که آنان را قدم به قدم به امام غریبان نزدیک می‌کرد، بی‌صبرانه بال گشودند نا آستان قدسی‌اش.

اكنون كه آن مرغ سبكبال، 13 سال است كه تن از قالب خاك تهي كرده و به سوي معبود شتافته و پس از سال‌ها زحمت بي‌وقفه به آرامش ابدي دست يافته، ياران با وفايش در ستاد آزادگان به ياد مقاومت‌هاي او گرد هم مي‌آيند:

زمان: 8 خرداد 1392

مكان: تالار انديشه‌ي حوزه‌ي هنري

ساعت: 5 بعداز ظهر

http://azadeganekh.co.ir